نقد یک شعر کوتاه ،سروده ی مینا(ح)آییژ:

«در دست های تو
تقطیع می شوم
دردی
سهم خودم
بقیه
سمت باران

به اسرافیل بگو
برای این همه پریشانی
کاری از صور
بر نمی آید.»
این شعر، در قالب سپید است و از دو بند(بخش) تشکیل شده است.
بند اول:
» در دست های تو
تقطیع می شوم
دردی
سهم خودم
بقیه
سمت باران»
«تقطیع می شوم» ایهام دارد. الف:تقطیع هجایی شعر ب: تکه تکه شدن
این ابهام در مورد گوینده ی شعر هم وجود دارد. در یک نگاه او یک شعر است؛ و در نگاهی دیگر ، یک انسان . چرا که این تقطیع، دردآور است و دردی سهم گوینده ی شعر می شود و بقیه (بقیه ی درد) سمت باران است. که «هیچ بارانی شما را شست نتواند»(اخوان). شاید به سمت باران گرفتن درد برای شستن آن باشد . اگر به ابهام اول در مورد گوینده ی شعر که گفته شد، دقت کنیم، به یاد شعر شستن عارفانی همچون مولانا می افتیم که به توصیه ی شمس، تمام شعرهایش را در آب شست که این مورد بعید به نظر می رسد.
با این همه، گوینده ی شعر چنان تقطیع می شود که که دیگر هیچ گاه، این قطعه ها به هم نمی رسند و موجودیت نمی یابند.
یک ابهام دیگر در شعر ، ذهن خواننده را به خود جلب می کند و آن مخاطب «تو» است. این «تو» کیست؟ یکی از لذت ها، می تواند کشف این «تو» باشد. او خوب است یا بد؟ دوست است یا دشمن؟ بگذارید مخاطب های این شعر از زاویه هایی به این تصویر نگاه کنند و پاسخ همچنان در ابهام بماند.
بند دوم:
» به اسرافیل بگو
برای این همه پریشانی
کاری از صور
بر نمی آید.»
گویند اسرافیل دو بار در صور(شیپور) خواهد دمید. اول بار برای این که جهان از موجودات خالی شود و دوم برای زنده کردن. این متن ، تنها به دوم بار اشاره دارد. «پریشانی» در این بند، صورت دیگر «تقطیع» در بند اول است و مفهوم از هم پاشیدن دارد.
در این متن، شیپور زنی اسرافیل، قادر به احیای این «تقطیع شده» نیست و هنجار گریزی بزرگ و اغراق زیبایی ست تا ذهن خواننده را به عظمت درد هدایت کند.
از موسیقی شعر که سعی در جلب خواننده دارد، نباید غافل شد. این همان ویژگی شعر سپید است که با این نوع موسیقی، سعی در پر کردن خلاء وزن و قافیه دارد.
در سطر اول و دوم، تکرار واج «ت» صدای «تقطیع » را در گوش خواننده رساتر می کند. همچنین تکرار واج «ر» در بند دوم ضمن تقویت موسیقی شعر ، سبب برجستگی واژه های «اسرافیل»، «صور» و «بر نمی آید» می شود.
در سطرهای 4 و 6 جناس دو واژه ی «سهم» و سمت» مثل قافیه عمل کرده است و اگر این سطرها را تند بخوانیم،»سمت» در ذهن به سهم تبدیل خواهد شد.
تناسب «اسرافیل» و «صور»و تلمیح آن و سپس بی اثر ساختنش، ذهن را به تلاش در کشف مفهوم کلی وا می دارد.
از تفسیر و توضیح این متن، به خوبی به فرم درونی پیکرینه ای می رسیم که همه ی عناصر در خدمت آن هستند.
زبان ، ساده و طبیعی است و با ایهام و ابهام های معنی دار ، این متن را به شعر نزدیک و نزدیک تر می کند.
سخن پایانی، کوتاهی شعر سبب خوانش های چند باره ی خواننده می شود و با حوصله های کم مردمان این روزگار، سازگار است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: