این قدر سیاه نکن
روزگار سپیدش را
خط به خط
برگ به برگ.
خورشید واژه ای را
روشن کن در
چشمی
یا
بنشان
تصویر گرمی
در دلی.
شاید
رها شود
رهگذری
از انجماد و تیرگی این خیابان های دراز!
این قدر سیاه نکن
روزگار سپیدش را
خط به خط
برگ به برگ.
خورشید واژه ای را
روشن کن در
چشمی
یا
بنشان
تصویر گرمی
در دلی.
شاید
رها شود
رهگذری
از انجماد و تیرگی این خیابان های دراز!