نقد شعر “رها ز شاخه” سروده ي حميد مصدق

By bugle

شعر “رها ز شاخه” سروده ي حميد مصدق

در آن دقايق پر اضطراب

-پر تشويش

رها ز شاخه بر امواج بادها مي رفت

به رودها پيوست

و روي رود روان رفت برگ

- مرگ انديش

به رود زمزمه گر گوش كن

- كه مي خواند

سرود رفتن و رفتن

- و بر نگشتن ها

(ص 533- تا رهايي مجموعه شعرهاي حميد مصدق- نشر سيمرغ)

نقد و تفسير:

اصلان قزللو-شنبه1/4/87-ساعت

اين شعر نيمايي در دو بند در وزن “مفاعن فعلاتن مفاعلن فع لن(فعلن) سروده شده است.

موضوع شعر ، انتخاب گزينه ي مرگ در لحظه هاي بحراني(شهات)

شعر دو بند دارد. بند اول تا سطر ” – مرگ انديش”روايت زندگي برگي آماده ي مرگ است كه از شاخه جدا مي شود و بر امواج باد ، خود را به رود مي افكند. شاعر با مقدمه اي كوتاه ، فضاي جامعه ي زمان خود را به اطلاع مخاطب مي رساند “دقايق پر اضطراب / پر تشويش” . در چنين لحظه اي برگ ، مرگ را مي پذيرد. بي اختيار به ياد آرش كمانگير كسرايي مي افتي:

ولي آن دم ، كز اندوهان ، روان زندگي تار است،؛

ولي آن دم ، كه نيكي و بدي را گاه پيكار است

فرو رفتن به كام مرگ شيرين است.

همان بايسته ي آزادگي اين است

بند دوم، از ” به رود زمزمه گر گوش كن” تا پايان. به آواز رود جاري گوش كن كه فقط آواز رفتن مي خواند ؛ نه بر گشتن” و از زاويه ي ديگري مي بيني كه “مثل رود باش و پيش برو . برگشتي وجود ندارد.” شاعر در هر دو بند ، با استفاده از رمز ، از عناصر طبيعت را به خدمت گرفته است.

برگ: نماد انسان آرمان گرا، انقلابي، شهات خواه ، جان فدا و ….

رود: عامل پيش برنده، عامل حركت ، ياري گر برگ مرگ خواه .

باد: عامل پيش برنده ، حادثه ،

شاخه: مجاز از درخت: زندگي ، وابستگي ها

شاعر براي رسيدن به شعر، ابتدا از وزن استفاده كرده است . اما همين وزن گاهي شاعر را به تنگنا انداخته است. در سطر “رها ز شاخه ، بر امواج بادها مي رفت” زمان فعل ، ماضي استمراري است و تكرار را نشان مي دهد و حركت دائمي را. در حالي كه سطرهاي بعد ” فعل ها ماضي ساده است “پيوست” و “رفت” و اين مسئله ،نشان تسليم شدن به وزن و رها كردن هماهنگي زمان فعل هاست.

شاعر تلاش ديگري نيز براي خروج از زبان نثر كرده است و آن شخصيت انساني دادن به عناصر طبيعت ، مثل” برگ مرگ انديش” يا ” رود زمزمه گر ” است.

علاوه بر اين ها، واج آراي ها و جناس ها وتكرار نيز به كمك آمده و شعر را ساخته است . مانندمصراع” و روي رود روان رفت برگ/ مرگ انديش” و جناس “برگ و مرگ” – “روي و رود” و تكرار براي تاكيد “رفتن و رفتن”

شاعر علاوه بر روايت رفتن برگ با باد بر روي رود، مخاطرا رها كرده تا تصوير دريا را همراه رود و باد ببيند. همين طور ، در مقدمه شعر ، شاعر بررسي جوانب وضعيت جامه را به مصداق”تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل” به خواننده ي شعر محول كرده است.

نكته ي پاياني در مورد شعر اسلوب معادله وار قرار دادن دو نبد شعر است كه كم تر به چشم مي آيد: همان گونه كه رود مي رود و برگشتي ندارد، برگ هم به سوي مرگ مي رود و راه بازگشتي ندارد.

2 نظر to “نقد شعر “رها ز شاخه” سروده ي حميد مصدق”

  1. خانه ي نقد می گوید:

    با سلام.
    خانه ی نقد به روز شد. نقد شماره ی 10 – به نقد و بررسی شعرهای یریسا شاهنده اختصاص یافته است. مقدم شما را در جمع دوستان شاعر و منتقد گرامی می داریم.

  2. خانه ی نقد می گوید:

    باید گفت ، متن با داشتن وزن و قافیه ، چه سنتی و چه نیمایی ، و داشتن آرایه های ادبی ، به شعر نمی رسد ؛ مگر آن که از زبان معمول بگذرد و به فرازبانی برسد و بتواند یک حس درونی را با واژه ها و ترکیب ها و ساختمان آن به زبان ذهن برساند.

    نقد شماره 16
    خانه ی نقد ، از تاریخ 1/9/87 تا 30/9/87 به نقد و بررسی شعرهای حسن سهولی- نورالله مکی – علی حاجیان زاده و رضا حسوند ، می پردازد.
    به جمع ما بپیوندی و همراهمان باشید.

يك پاسخ برايش بگذاريد